ساالی که نکوست از بهارش پیداست!!!
واقعا پیداست؟
سال را با اجراهای عموم نمایش سالواتوره در تئاتر شهر شروع کردیم و بعد جشنواره دانشجویی که منتهی شد به دریافت دو تندیس و جایزه برتر این جشنواره و سپس اردیبهشت تئاتر ایران و آنجا هم سه تندیس برتر.همه چیز نشان از سالی پربار می داد.
از اردیبهشت تمرینات کار جدید(تماشاخانه کاج)آغاز شد.4ماه در به دری و تمرینات سنگین و زبان نفهمی برخی مسئولان و بعد اجرای عمومی کار.استقبال بی نظیر تماشاگران در 4روز اجرا نوید این را می داد که کارمان را خوب انجام داده ایم.تا به بازبینی جشنواره استانی رسیدیم.آقایان 7دقیقه از نمایش را به زور کارگردان تماشا کرده و شرکت در جشنواره استانی تهران را بهانه نموده و کار را رد کردند.در بازبینی جشنواره استانی تهران به اعتراف بازبینان جزو سه کار برتر بودیم اما مجددا مستقل بودن استان البرز و ساکن بودن گروه ما در این استان باعث دور ماندن از جشنواره شد و پرونده تماشاخانه کاج در عین شایستگی بسته شد.بعد نوبت به مریوان بود که پذیرای گروه ما باشد.از اتفاقات جاریه چیزی سر در نیاوردیم.فقط این را فهمیدم که جشنواره مذکور مال خودیهاست و بیگانه ها در آن راهی ندارند.نا امیدی عمیقی سراسر وجودمان را فرا گرفت.
-تا جواب بازخوانی متون خیابانی بخش آزاد جشنواره فجر اعلام شد و دو متن از اصغر گروسی به بازبینی راه یافت.
تکه های از هم گسیخته گروه را در عین ناامیدی دورهم جمع کردم.هریک زخمی خورده بودند که نای ایستادن را از آنان گرفته بود.
چند روز صرف صحبت کردن و تقویت قوا شد و کار استارت خورد 3هفته سخت را از سر گذراندیم.آنقدر که کارگران معدن نیز در مقابل توان بدنی بچه ها کم می آوردند.
تا به تاریخ بازبینی رسیدیم.وامروز مجددا روز خوبی است.روزی که خورشید دوباره طلوع کرده و کار تئاتر مجلس شبیه خوانی جولیوس به بخش مسابقه خیابانی سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر راه پیدا کرد.
به امید موفقیت های در پیش رو و تشکر از تک تک اعضای گروه تئاتر هرمس
و اعطای صمیمانه ترین تبریک ها به بی شرم ترین مسئولان تاریخ شهرستان ساوجبلاغ که در طول تمرین چند بار تا گرفتن مکان تمرینی ما پیش رفتند.